راز موفقیت مردان بزرگ در چیست؟

مدتی بود در صدد نوشتن مقاله ای در ارتباط با راز موفقیت مردان قدرتمند بودم وهر از گاهی چکیده سخنان بزرگان را یادداشت می کردم تا این که فرصتی دست داد تا مقاله ای بنویسم ،بهتر دانستم که چکیده کتاب های اساتید بزرگ به اضافه دانسته های خودم  وراهکارهایی که از کتابها و مقالات دیگر مطالعه نموده بودم را برای پیشبرد اهداف شما عزیزان بنویسم تا به امید خداوند بزرگ راهی روشن و میان بر برایتان هدف گذاری ومشخص شود وآینده ای برای خودت بسازی که گذشته ات در برابرش زانو بزند.لذا این مقاله را با عشق به شما نازنینان تقدیم می دارم.

 انسان از همان اوایل خلقت که در غارها زندگی می کرده است سعی و کوشش داشته تا برای خود وخانواده اش زندگی راحتی را فراهم نماید و همواره از توانایی هایش برای اختراع و تولید ابزارهای مختلف قدم برداشته است . با کشف آتش و اهلی کردن آتش، سنگ را ذوب کرد و آهن آنرا استخراج وازآن وسایل زیادی درست کرد وپس از آن هر روز زندگی را بر خود راحت تر کرد . حالا پس از گذشت هزاران سال از کشف آتش ،شهر نشین شده و با بکارگیری علوم مختلف پا را فراتر گذارده وبه کشف کرات دیگر دست زده است .در این راستا به دست آوردهای زیادی هم رسیده  ولی هیچگاه دست از تلاش و پیشرفت بر نداشته است وهمواره در پی کشف ناشناخته هاست. بنابراین شما دوست عزیزی که الان در حال خواندن مقاله من هستی ، باید بدانی که برای رسیدن به موفقیت باید رهرو باشی واین مستلزم آموختن دانش بدست آوردن ثروت می باشد، هرگزآدم عاقل و هوشمند نباید با آزمون وخطا بسوی موفقیت رهسپار شود بلکه از راه های میانبر هم می توان به دولت مندی و ثروت رسید ،اولین مرحله در رسیدن به ثروت استفاده ازذهن قدرتمند می باشد مرحله دوم خواستن است ،شما اگر خودتان هم ندانید که چه چیزی می خواهید چگونه می توانید آنرا بدست بیاورید ؟ راه دیگر استفاده از تجربیات آنانی هست که در این مسیر قدم گذاشته اند و حتی چندین بارطعم تلخ شکست را چشیده اند . در این مقاله شما را از سخنان بزرگان این راه آگاه می کنم.

پس از اینکه ذهنت ، جسمت و هدفت را آماده حرکت کردی ،شغلی که عاشقش هستی را دنبال کن، با عشق ذوقت را دریاب؛ خوشبخت کسی است که ذوق و شوقش را دنبال کند. ادیسون بزرگ می گوید : چون اکثر افراد راه خود را نمی شناسند ودر جاده ای دیگر گام بر می دارند موفق نمی شوند . در کشورهای پیشرفته ،از ابتدای خردسالی و کودکی با آزمایشات مخصوص استعداد افراد را می سنجند و از همان اوان کودکی مسیر استعدادش را شناسایی و به والدین او گوشزد و اورا بسوی مسیرش راهنمایی می کنند، با این کار هم به کشور ضرر وزیان وارد نمی شود و هم شخص درآینده فردی خود موفق می شود. کاش دانشمندان به موازات اختراع دستگاههای مختلف ، دستگاه استعداد سنج اختراع می کردند تا در تمام آموزشگاهها نصب می شد و میلیونها استعداد بشری را بسمت وسوی موفقیت سوق می دادند واین تن های سرشار از انرژی و توانمندی به هدر نمی رفت.

ما در خلال زندگی خود بزرگ زادگانی را دیده ایم که براثرعدم رهبری صحیح ،از این سرمایه نامرئی کوچکترین استفاده ای نکرده وبه روزگاری سیاه دجار شده اند،ولی بر عکس جوانانی را هم دیده ایم که روی عوامل وشرایط خاصی که بسیاری از آنها بدست خودشان درست شده ؛ از نردبان ترقی بالا رفته و به مناصب قابل توجهی نائل آمده اند.مردان و زنان خود ساخته تاریخ در معارف واخلاق،سیاست و صنعت،کسانی بوده اند که در پرتو کاردانی ولیاقت فطری وزحمات فراوان به جایی رسیده اند که مرد تاریخ و شخصیت زمان خود شده اند.ایمان به هدف،محرک باطنی ودرونی است که خواه ناخواه انسان را بسوی هدف می کشاند. وهمیشه حب ذات در انسان ریشه عمیقی دارشته و ریشه آن هرگز گسستنی نیست .

صبر و شکیبایی،استقامت وبرد باری از شیوه مردان بزرگ وکامیاب جهان است،صبر وشکیبایی که یک فضیلت عالی انسانیست، گاهی با یک رذیله اخلاقی بنام سستی و تنبلی ودست روی دست گذاشتن وتن به تقدیروقضا دادن وزیر بار هر گونه تعدی وستم رفتن اشتباه گرفته می شود؛ در صورتیکه شکیبایی وبردباری،استقامت وپشتکارضامن سعادت و موفقیت است، ولی بی حالی وبی عاری وسستی وتنبلی موجب تیره روزی وبد فرجامی است. به عنوان مثال ،بازرگانی که در طلب سود وبالا بردن سطح ثروت خود می باشد، باید رنج سفر دریایی وزمینی وهوایی را تحمل کند ودانشجویی که می خواهد بهترین نمره را بیاورد،سیاستمداری که می خواهد قلوب ملت را متوجه خود سازد، باید با استقامت زائد الوصفی مقدمات کار وایده خود را انجام دهد واینجاست که حافظ عزیز می فرمایند :

صبر وظفرهر دو دوستان قدیمند                 بر اثر صبرنوبت ظفر آید

جرج استفن مهندسی که معروف به پدر راه آهن ها گردید، در کسب دانش به کندی پیش می رفت ولی او بود که اولین لوکوموتیو جهان بدستش ساخته شد ونخستین قطار مسافربری را در سال 1825 براه انداخت.

دموستن ازاولین سخنوران بزرگ آمریکا بود، او در فن سخنوری مرتب با شکست روبرو می شد وزبانش می گرفت وبرای تکمیل فن خطابه در زیر زمین خانه اش به تمرین می پرداخت، گاهی با تراشیدن نصف سر وصورتش قیافه خنده آوری پیدا می کرد وبا این وسیله مجبور می شد ماهها در خانه بماند ومشغول تمرین خطابه هایش شود تا اینکه دست آخر به سخنور ماهری تبدبل شد و دارای ثروت هنگفتی هم شد.

هاروی،کاشف گردش خون مدت 8 سال مشغول آزمایش بود تا اینکه به نظریه خود یقین واطمینان پیدا کرد، سپس آنرا بادلایل ساده ابراز کرد ولی مورد تمسخر دوستان ونزدیکانش قرار گرفت وهمه اطراف او را خالی کردند اما او با کمال ثبات واستواری به دفاع از عقیده خود پرداخت وهم اکنون کشف او یکی از مسلمات علوم طبیعی است و انسانهای زیادی را از مرگ نجات داده است.

تمرکز فکر یکی دیگر ازعوامل موفقیت است، تمرکز دادن فکر در یک نقطه باعث می شود انرژی وفرکانس فکر به یک نقطه متوجه گردد وهر گونه موانع سرسخت از جلو پا برداشته شود. نقش تمرکز مانند نقش اهرم در فیزیک است، به اینصورت که تمام نیروها را در نقطه ای متمرکز نماید وبا یک فشارمناسب جسم بزرگ وسنگینی را از جا برکند وبلند نماید ، با تمرکز دادن فکردر یک سمت بسیاری از مشکلات از پیش پای شما برداشته خواهد شد.

اگرخورشید به نقطه ای بتابد نمی سوزاند ولی اگرذره بینی جلو نور خورشید بگیریم و نور آنرا متمرکز نماییم بدون شک هر چیزی را آتش میزند، نقش قوای عقلی هم درست بمانند یک ذره بین عمل می کند البته اگر آنرا متمرکز روی مشکلی نماییم.

سرگردانان جامعه دسته ای ازما هستند که اصلا در زندگی نقشه وهدفی ندارند وبسان کشتی یا هواپیمای بدون قطب نما دائما در حرکتند، یک چنین کشتی براثر تصادم با کوههای مخفی دریایی خرد می شوند وهواپیما هم به چاله های هوایی مخوفی فرو می روند. افراد بدون نقشه وقطب نما براثربرخورد با کوه حوادث در دره نابودی سقوط می کنند. دسته ای دیگر نقشه وهدف دارند ولی پیش از رسیدن به هدف از نیمه راه عقب نشینی می کنند وراه دیگری را پیش می گیرند . مرد موفق کسیست که، راهی را که گرفته تا به انتها نرساند دست بردار نیست و بکار دیگری هم دست نمی زند زیرا می داند راه هر چه هم دور باشد با پیمودن های متوالی به پایان می رسد. یکی از دلایل عقب ماندگی گروهی از مردم مستعد وآماده، این است که آنان روی عوامل تلون مزاج گرفتارمی شوند واز این شاخه به آن شاخه می پرند ودر قلمروهای مختلف گام می نهند، این افراد می خواهند همه کاره بشوند ولی در آخرکارهمه کاره ی هیچ کاره اند. طبیعت جهان آفرینش به ما درسهای خوبی می دهد، اگر نهالی را چند بار جابجا کنیم سرانجام پژمرده وخشک می شود ولی نهال های ثابت وپابرجا، همواره خرم وشاداب هستند، دودلی وجابجا کردن نهال واصول فکرموجب پریشانی می شود وفکررا از رشد ونمو باز می دارد. به قول بوفون متفکر قرن، قریحه وموهبت عبارت است از اینکه انسان هوش خود را به یک نقطه متمرکز سازد.از نیوتن پرسیدند: چگونه موفق به اکتشافات زیاد شدی؟ وی گفت با تامل مستمر در آنها، او در مورد یک موضوع آنقدرفکر می کرد تا آن موضوع برایش مانند روز روشن وآفتابی می کردید.

نظم وانظباط نه تنها از رازهای پیروزی مردان بزرگ است بلکه، کاخ بلند آفرینش روی آن استوار شده است. اگر نظام هستی دچار بی نظمی می شد هر آنچه درون هستی بود به نابودی می گرایید ازسیارات بزرگ گرفته تا کوچکترین ذره هر جسم که به آن اتم می گوییم. از وزیر دانا و لایقی پرسیدند ، چگونه این همه کار را بدون کوچکترین مشکل انجام می دهی در پاسخ گفت: من نظم را سرلوحه کار خودم قرار داده ام و هرگز کار امروزم را به فردا وا نمی گذارم.

اصولا یکی از موانع ما در رسیدن به موفقیت اینست که کار را با سروصدا شروع می کنیم وچه بسا اگر موفق نشدیم راه برگشت را بروی خود می بندیم و پس از اتلاف وقت واز دست دادن روحیه ، باز سر جای اول هستیم. در یادداشت های ناصرالدین شاه آمده است که، وی در مسافرتی که به انگلستان داشت از ملکه انگلیس علت موفقیت آنان را در تاسسیس بانک وشعبه آن درایران از آو پرسید و در جواب او ملکه به وی گفت : ملت انگلستان هرگز اسرار ورازهای  موفقیت خود را به ملل بیگانه نمی گوید ولی من به پاس احترام شما نکته ای را متذکر می شوم ، ما مردم غرب همواره کارها را از جای کوچک آغاز می کنیم تا اگر سودی نبردیم راه بازگشت برایمان باز باشد و با دادن ضرر ناچیز نقشه را دگرگون کنیم ویا اگر سودی بردیم فورا وضع موجود را توسعه بدهیم.

عامل دیگر پیروزی وموفقیت این است که، از پیروی های نسنجیده بپرهیزیم ودرقلمرو کار دیگران که شایستگی آن را نداریم وارد نشویم چون میل به همرنگی بطور مطلق باعث شکست در زندگیست. غرور وحسد بر دیگران ویا کم درایتی انسان را وادار می کند که از کارهای دیگران تقلید کند وهمواره با ساز آنها برقصد بدون اینکه در آغاز وسرانجام کار به تفکر بپردازد.

از اصطکاک دو سیم مثبت ومنفی برق می جهد، تقابل ومشاوره دو اندیشه نیز فروغ می بخشد وپیش پای انسان را روشن می کند وافق وسیعی را پر نور می سازد. البته این بدان معنی است که در مشکلات از افراد دانا وکاردان چاره جویی کند.

 

اصولا باید کوشش کنیم در خود روح مطالعه وخواندن کتاب را ایجاد کنیم زیرا مطالعه سطح فکر را بالا می برد، قوای دماغی را تقویت می کند و دارایی برگزیده بشر رابه رایگان در اختیار انسان می گذارد. اسرار مولفان و رازهای نهفته آنان درلابلای کتاب پنهان است ، روزی که ارسطو می خواست کتاب خود را منتشر کند، اسکندر مقدونی جلوگیری کرد تا دیگران به افکار بلند وی دست نیابند. کتاب خوب، سازنده اخلاق وتکمیل کننده شخصیت است. کتاب رموز زندگی را به آدمی می آموزد ولی باید از خواندن کتابهای پوچ وبی مغز گریخت زیرا این قبیل کتابها از فعالیت دماغ می کاهد وبه قول دانشمندی ، به من بگو چه می خوانی تا سپس به تو بگویم که کیستی و چیستی. وبه قول شوپنهاور ،عمر گرانبهاتر از اینست که انسان آنرا در خواندن کتابهای پوچ بکاربرد.

خوشتر زکتاب در جهان یاری نیست                          در غمکده زمانه غمخواری نیست

هر لحظه از او بگوشه ی تنهایی                              صد راحتی است هرگز آزاری نیست

فرصت های زیادی بدست افراد می افتد اما از آنجا که دسته ای روح ، کار امروز را به فردا انداختن دارند ، این فرصت ها را که کلید های طلایی راز کامیابی است از دست می دهند در صورتی که نه تنها کار امروز را نباید به فردا انداخت بلکه اگر امکان دارد کار فردا را هم همین امروز انجام داد. کسانیکه پی به ارزش وقت وعمر خود برده اند ، اوقات گرانبهای خود را بیهوده مصرف نمی کنند ،دکتر ماردن کود یکی از آثار خود را در ضمن رفتن از خانه بیماری به خانه بیمار دیگر نوشته است. دکتر بورنی، زبان فرانسوی وایتالیایی را در طی رفتن به اداره و بازگشت از آن یاد گرفت یا مرحوم مدرس خیابانی اثر گرانبهای خود بنام مترادفات زبان فارسی را هنگام صرف صبحانه اش می نوشته است.

انسان با اراده، جهان را مطابق میل خودش عوض می کند. اهرام مصر،تخت جمشید،کاخ کسری وتمامی آثار بزرگ وماندگاراز اراده های مغلوب نشدنی شکل گرفته اند ،اشخاص بی اراده مانند کاغذی هستند که در روی آب رودخانه ی بزرگی قرار دارد وبه میل رودخانه به هر طرف سرگردان است وکوچکترین اراده ای از خودش ندارد ولی انسانهای مصمم وبا اراده بسان شناوان ماهری هستند که در پرتو اراده وفعالیت خود به هر سمتی که خودشان بخواهند آب را میشکافند و می روند.ناپلئون می گفت من بسیار نفرت دارم از کلمه نمی شود و نمی توانم وبا شنیدن این کلمات بسیار ناخشنود و دلتنگ می شوم ، او می گفت تو بخواه قطعا می شود. وبه قول حافظ شیرازی که فرمود: در ره منزل لیلی که خطرهاست بسی ، شرط اول قدم آنست که مجنون باشی.

یکی دیگراز رموز موفقیت آنست که از شکست نهراسیم زیرا شکست در زندگی آیینه ی تمام نمایی است که نواقص واشتباهات را بی کم وکاست به ما نشان می دهد وهمینجانست که انسانهای هوشیار آنرا به مانند پل پیروزی می دانند وکوشش می کنند که با شناسایی نقاط ضعف وقوت خود در نبردی دیگر آنها را بکار بندند وپیروز شوند، صفحات تاریخ بخوبی نشان می دهند که همیشه پیروزیها بعد از شکست پدیدار گشته اند زیرا کسی که شکست خورده باشد با روحی زنده و اراده ای قاطع ، بار دیگر وارد میدان فعالیت شده وخود را بدین وسیله در آستانه پیروزی قرار داده است. ناپلئون می گوید : آنقدر شکست خوردم که راه شکست دادن را آموختم و به قول برخی دیگر، شکست برای ناتوان ها زهر کشنده وبرای روانهای توانا پلکان پیروزی است.

اگر در تاریخ ششم آوریل سال 1909 رابرت ادوین و ناخدا پیری به قطب شمال رفت ، در پرتو فداکاری بود که ازخود نشان داد. این دریانورد آمریکایی به اتفاق 5 نفر از همراهانش پس از تحمل رنج ومشقت طاقت فرسا، به مقصد رسیدند. ناخدا پیری، پس از آنکه به محاسبه قطب شمال پرداخت ومحل دقیق قطب را تعیین کرد ، یک روز ونیم به استراحت پرداخت ، انگشتان پای پیری از سرما یخ زده بود که مجبور شدند 4 انگشت او را قطع کنند و در موقع بازگشت نیز آنان مجبور شدند 5 انگشت دیگر او را هم قطع نمایند .همه ی پیروزی های انسان یک نتیجه مشترک دارد و آن فقط شجاعت ، فداکاری و سرسپردن برای هدفشان بوده است.

گوته به زیبایی می گوید: آلام وشداید ،هوش انسان را تیزتر می کند، طوفانهای حوادث روحیات انسان را تقویت می نمایند.نکته قابل توجه اینجاست که، وجود مشکلات از عوامل پیروزی است، در حالیکه این مطلب تا حدی برای گروهی قابل هضم نیست ، ولی اگر آنان بخوبی توجه نمایند خواهند دید که همانگونه که آتش آهن را قوی تر می کند، مشکلات ومصائب  هم فکر انسان را در مسیر زندگی پخته تر کرده و به او درس های نابی می آموزد.  

   وبه قول ناصر خسرو قبادیانی:

تا نبیند رنج و سختی مرد ، کی گردد تمام                  تا نیاید باد وباران ، گل کجا بویا شود

روز ششم اوت سال 1945 نخستین بمب اتمی در جهان به روی شهر هیروشیما در ژاپن انداخته شد، این واقعه باعث شد تا نام هیروشیما ، این شهرکوچک ژاپن در جهان جاودانه وفنا ناپذیرو ماندگار شد، در آن روز بر اثر این واقعه 150 هزار نفر از ساکنان آنجا کشته شدند  و سپس به فاصله 3 روزبمب دیگری به ناکازاکی انداخته شد، ژاپنی ها پس از یک هفته سکوت تسلیم شدند. دستور بمباران کردن این دو شهر توسط ترومن رییس جمهور وقت آمریکا صادر شد .

این داستان را بیان کردم تا شما را متوجه سازم ، قبل از اقدام به هرکاری حتما عواقب آنرا بسنجید و به قولی : اول هر کاری به آخرش فکر کن تا آخرش مجبور نشی به اولش فکر کنی وغصه بخوری.

یاقوت حموی ، نویسنده کتاب معجم البلدان بزرگترین کتاب جغرافیای اسلام را در قرن ششم هجری در 10 جلد نوشت وتا هم اکنون هم بزرگترین منبع برای شناختن اوضاع شهرها در ادوار گذشته می باشد، او برده ای بیش نبود که ابراهیم حموی وی را برای کسب و تجارت به شهرها می فرستاد، او در مسافرت های خود یادداشتهایی از اوضاع جغرافیا یی و طبیعی شهرها بر می داشت ودر آخر همه آنها را تدوین نموده و بصورت کتابی عظیم درآورد. امیر کبیر، آشپز زاده بود ، که رنج و محنت وفشار استبداد و حکم زمان خود را بخوبی چشیده بود ، این تجارب ومشاهدات تلخ بود که او را به یک مرد نیرومند و متکی به نفس تربیت کرد. شکسپیر، پدرش قصاب بود ودر کودکی پشم شانه میکرد او با نوشتن  نت ها قطعاتی ساخت که هنوز هم جزو شاهکارهای عالم ادب محسوب می شود. مردان خودساخته تاریخ در علوم مختلف ، کسانی بودند که در پرتو کاردانی ولیاقت فطری وزحمات فراوان بجایی رسیده اند وهیچ عامل خارجی در کسب شخصیت و مقام آنان موثر نبوده و جز از باطن خود از جایی اسنمداد نگرفته اند.  

دوست خوبم ، اگر طالب موفقیت و توانمندی هستی ؛ دلت را به دریا بزن وفقط به هدفت تمرکز داشته باش و از سختی های راه هیچ هراسی به دل راه مده. خودت را لایق بهترین ها بدان ودر رسیدن به هدفت بر خدای بزرگ و آموزش و توانمندیهایت تکیه داشته باش ، چون بزرگان هم همین راه را طی کرده وبه آرزوهایشان جامه عمل پوشانده اند.از مطالعه در هر شرایطی غافل نشو…

نویسنده : مهندس آیت قدیری

📚 سایت دان پن – آیت قدیری

         https://danpen.ir 

مطالب اخیر

پیام بگذارید